ميرزا علي اكبر المصلايي وسيد جواد المدرسي

34

نقدى بر مثنوى ( فارسي )

اغراق و مبالغه درباره مولوى چنان كه اشاره شد در اين كتاب‌ها خصوصاً مناقب العارفين ( به اعتراف محقّقين و حتى علاقمندان به جلال الدين ) ، مطالب بى اساس ، سخنان ضد و نقيض ، قضاوتهاى يك‌طرفه ( در اختلاف و تعارض مولوى و مريدان او ، با صوفيان ديگر و غير صوفيان ) ، لكه‌دار كردن و نسبت‌هاى ناصواب به مخالفين ، كرامت‌تراشىهاى بى پايه و . . . فراوان به چشم مىخورد . ( البته اغراق گويى و غلوِّ صوفيان در تمجيد و ستايش مشايخ خود سابقه درازى دارد ) . گاهى بىپايگى و خلاف واقع بودن سخنان افلاكى ( در مناقب العارفين ) ، براى قداست بخشيدن به مولوى ، آن قدر آشكار و بى پرده است كه حتى با سخنان و سروده‌هاى خود مولوى نيز در تضادّ است . به عنوان مثال در حالى كه براى همه روشن است ، و از سرتاسر زندگى و اشعار مولوى هويداست كه شمس تبريزى ، نقش مراد و پير و روح و دين مولوى را داشته ، و متقابلاً جلال الدين نقش مريد و دلباخته ، لكن افلاكى در اوائل مناقب العارفين داستان اولين ملاقات شمس و مولوى را چنان ترسيم مىكند كه گويى شمس ( براى استفاضه و تكميل خود ) ، به دنبال مرشد و پيرى برتر مىگشت تا او را قبله و مقتداى خود سازد . در اين تب و تاب بود كه ( به اشاره غيبى ) مولوى را يافت و به مقصود خود نائل شد ! ( 1 ) كثرت مطالب جعلى و ضد و نقيض در اين گونه آثار ، موجب شده است كه حتى عدّه‌اى از نويسندگان علاقمند و مريد مولوى ( 2 ) نيز به آن اعتراف كنند . يكى از نويسندگان و ارادتمندان در اين باره مىنويسد : . . . افلاكى از جعل حكايت براى عظمت مولانا خوددارى نكرده ، و روايات بى اساس و خلاف عقل و درست بر ضد نظرهاى خردمندانه مولانا برساخته و درهم تافته است . ( 3 ) اين در حالى است كه افلاكى

--> 1 - مناقب العارفين ص 99 . 2 - نظير آقاى فروزانفر ، عبدالباقى گولپينارلى ، شبلى نعمانى و . . . 3 - مقدمه تذكرة الاولياء ، ص 41 .